نور الدين جعفر بدخشى
267
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
گدايى را كه با سلطان بىهمتاى بود سودا * دلش پيوسته ريش و عيش تلخ و ديده تر باشد على گوهر كسى يابد كه او از سر قدم سازد * كسى افتد گوهر معنى ترا گر قدر سر باشد « 1 » ( ن ) « 2 » و فتنهء علماى اگرچه « 3 » بسيار است امّا يكى از آن فتنهها اين بود كه وقتى مرا زهر دادند و حق تعالى از هلاكت نگاه داشت « 4 » و ليكن اثر آن در تن باقى است « 5 » تا در سالى « 6 » يكبار اندك ورمى پيدا مىشود « 7 » و زردآب ( آ : برگ 95 ب ) مىرود « 8 » ( ل ) « 9 » و باز خشك مىشود « 10 » و قصه آن بود كه در بعضى ديار با علماء در مجلسى « 11 » نشسته بودم و چند « 12 » كلمهاى از قول حق گفته و علماء را « 13 » از آن سخت « 14 » ناخوش آمده « 15 » و با همديگر گفته « 16 » كه اگر اين نوع سخنان را بار « 17 » ديگر عوام از اين « 18 » سيّد بشنوند از علماء عقيده بردارند ، پس تدبيرى بايد كرد تا « 19 » سيّد دفع شود به حيات يا ممات « 20 » و بعد از مشورت اتفاق كردند « 21 » كه سيّد را زهر بايد دادن كه ميراث است « 22 » . لاجرم دعوت « 23 » شگرف ساختند و مرا طلب داشتند و التماس نمودند كه البته خدمت
--> ( 1 ) ابيات فوق از غزل سيّد على همدانى منتخب شده است رك به : چهل اسرار ، چاپ امرتسر ، ص 9 . چهل اسرار نسخهء خطى متعلق به موزهء بريتانيا ، برگ 189 ب . ( 2 ) ن : برگ 124 ب . ( 3 ) ن : ندارد . ( 4 ) ب : از هلاك نگاه داشت . گ : ل : نگاه داشت . از هلاك ، ن : داشت . ( 5 ) گ ، ل : ن : بود ، ت : باشد . ( 6 ) ت ، ل : تا در هر سال ، ن : در هر سالى . گ : تا هر سال در تن . ( 7 ) گ ، ل ، ن : مىشد ، ت : شود . ( 8 ) گ ، ل ، ن : مىرفت . ( 9 ) ل : برگ 65 ب . ( 10 ) گ ، ل : بهتر مىشود ، ت ، ن : خوش مىشود . ( 11 ) ل : ندارد ، ت : مجلس . ( 12 ) ب : صد . ( 13 ) گ ، ل : ندارد . ( 14 ) گ ، ل : سخنان ، ن : سخن . ( 15 ) گ : شده بودند . ( 16 ) ل : گفتند . گ ، با يكديگر گفتند . ( 17 ) ن : ندارد . ( 18 ) گ ، آ ، ت ، ل : از . ( 19 ) گ ، ب ، ن : بايد كردن ، ل : ندارد . ( 20 ) ل ، گ : « از علماء عقيده . . . به حيات الى ممات » در حاشيهء صفحه آمده است . ( 21 ) گ ، ل : كرده بودند . ( 22 ) كنايه است زهر دادن به حضرت سيّد امام حسن عليه السّلام و چون به عقيدهء شيعه دوازدهامامى حضرت امام حسن عليه السّلام و همه امامان ديگر از حضرت سيّد الساجدين على زين العابدين تا حضرت امام حسن عسكرى تقى عليهم السّلام مسموما شهيد گرديدند . ( 23 ) گ ، ل : دعوتى .